محمدصادق نجمى
109
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
آنگاه كه أمير مؤمنان سرگرم جنگ با دشمن بود ومتوجّه گرديد پيامبر خدا صلى الله عليه وآله با بدن مجروح به داخل گودالى كه دشمن تعبيه كرده بود افتاد . بىدرنگ خود را به كنار آن حضرت رسانيد ودست وبازويش را گرفت وزبير هم به كمك أو شتافت تا پيامبرخدا را به پشت جبهه منتقل كردند . وآنگاه كه جنگ آرام شد با سپر خود از فاصلهء دور ( مهراس ) آب آورد تا پيامبر صلى الله عليه وآله پس از جنگِ سخت وخونريزى شديد ، رفع تشنگى كند وچون پيامبر در آن آب احساس كهنه بودن كرد واز خوردن آن امتناع ورزيد ، أمير مؤمنان عليه السلام به كمك همسرش زهرا عليها السلام سر وصورت پيامبر را با آن شستوشو داد ولختههاى خون را از چهرهاش زدود « 1 » وآنگاه كه دشمن قصد حركت كرد ، پيامبرخدا به أمير مؤمنان مأموريت داد تا آنها را تعقيب كند وحركتشان را زير نظر بگيرد وخطاب به وى فرمود : اى على ، مراقب دشمن باش ، اگر ديدى كه آنها به شترها سوار شده واسبها را يدك مىكشند ، معلوم است كه مىخواهند به مكّه برگردند واگر ديدى كه سوار اسبها شده وشترها را به همراه مىبرند ، قصد حمله به مدينه را دارند وبه خدا سوگند در اين صورت آنها را ريشه كن خواهم كرد ! أمير مؤمنان در آن وضعيت حسّاس وبا بدن مجروح و
--> ( 1 ) . صحيح بخارى ، كتاب المغازي ، ح 3874 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الجهاد ، باب غزوة أحد ، ح 1790